یادداشتی از جواد مرادی کاندیدای رد صلاحیت شده                                         یادداشت اول

این روزها دلم سخت گرفته است

 

 

                                                        بسمه تعالی  

این روزها دلم گرفته است . نه برای آنکه رد صلاحیتم کردند که این رسم معمول انتخابات است . بالا خره به نظر مجریان وناظران انتخابات بستگی دارد ،البته خودشان می گویند قانون انتخابات است!

هر دوره ای بسته به اینکه مجریان و ناظران  چه کسانی هستند و چه سلیقه ی سیاسی دارند  به صلاحدید و ثوابدید خاص خود عمل می کنند ،اینجوریست دیگر ،فعلا که کاری اش نمی توان کرد .

دلم برای این مرزو بوم و این خاک پاک  و مردمانش گرفته است  .اینجا ایران است ،سرای من است ،سرای امیدمن است ،دوستش دارم  چرا که به آن تعلق خاطر دارم ،سرزمین  پدری وآباء و اجدادو نیاکان من است ، اینجا وطن من است ، سرزمین اسطوره ها و شعر و ادب و علم و دانش و رشادت و پهلوانی و از خود گذشتگی و قهر مانی و دینداری و معنویت و اخلاق ، سرزمین کوههای سربه فلک کشیده و دشتهای فراخ و رود های خروشان و باغها و مزارع حاصلخیز است با منابع غنی زیر زمینی  نفت و گاز ....

به گونه ای که درآمد حاصل از فروش نفتش در شش سال گذشته نزدیک به ۵۰۰ میلیارد  دلار بوده است به اندازه ی نصف در آمد فروش نفت از ابتدا تا کنون !

راستش را بخواهید دلم سخت گرفته است . این روزها آسمان سیاستش  ابری و تیره و تار است ،دشمنانش از هر سو به آن هجوم آورده اند و به دنبال عقده گشایی تاریخی خاص خود هستند ،در تنگنای سختی است ، ودولتش در اوج بی کفایتی و بی تد بیری ، هر کس به فکر خویش است و اسب مراد خویش می راند و در فکر آن است که گلیم خویش را از آب در آورد.

مجلسش هم سرگرم کارهای روز مره و خاص خویش است  هر دو به هم چنگ و دندان نشان می دهند یکی  در فکر بقا ء  و تداوم حیات  خویش و ادامه مدیریت نا کار آمد خود و دیگری نیز در فکر نشستن دوباره  بر صندلیهای سبز بهارستان هر دوی اینان اصولگرایند ، اصلاح طلبان هم که خانه نشین و نظاره گرند آنانی هم که آمدند و به حرف بزرگانشان گوش ندادند رد صلاحیت شدند و نظاره گر .

اما مردمان این سرزمین تاریخی و پاک به چیز دیگری نیازمندند به کار ،خدمت، تلاش،حل مشکلات و تدبیر درست امورات کشور و سامان دادن به اقتصاد و معیشت و بهبود فضای کسب و کار ،رفع بیکاری و مبارزه با اعتیاد ،به احترام و رعایت حقوق مادی و معنوی به پیشرفت و آبادانی ،به آرامش و امنیت ،به مناسبات عقلانی و صحیح اقتصادی وسیاسی  در عرصه های داخلی و خارجی ، به پاسخگو بودن و شفاف سازی به گره گشایی از تنگناها و سختی های پیش روی مردم  وشنیدن صداهای مختلف و متفاوت .

کشورم امروز نیازمند انسجام و وحدت اجتماعی است نیاز مند مهربانی و گذشت است نیازمند راستگویی و کردار پاک است نیازمند رفع شکافها وتضادهای اقتصادی، سیاسی، قومی و مذهبی است.

شکافها و تضادهایی که به تقابل انجامیده است و این تقابل هاست که آن را در تنگنا قرار داده است تقابل داخلی و خارجی .

دوران سخت و روزگار گرانی است به سختی زمستان پیش رو ،همتی بزرگ و مردانه ،عاقلانه و دور اندیش ،خرد ورز و با کیاست می طلبد برای گذر از این مرحله دشوار .

اما من چیز دیگری می بینم و نظاره گر  امری خلاف آن هستم ،نگاه کنید داستان انتخابات را به چه معرکه ای تبدیل شده است و به کجا رسیده است؟ خدا می داند به کجا بیانجامد ؟!

انتخاباتی که قاعدتا بایدمعرکه آراء مختلف و دیدگاههای متفاوت و عرصه  عرضه ی بینشهای مختلف باشد محل جولانگاه گروه و دسته سیاسی خاصی شده است ، انتخاباتی که باید موجب انسجام اجتماعی ،وحدت ملی و تقویت روحیه مشارکت جویی و اعتلای نام ایران باشد به چه جنگ و کینه و انتقامجویی تبدیل شده است .

در همین شهر خودم اسلام آباد غرب و دالاهو ،مردمانی ازایلات، طوایف ، قبایل ، مذاهب و سلیقه های مختلف سیاسی و اجتماعی زندگی می کنند ،مردمانی که سالهاست با هم زندگی مسالمت جویانه و برادرانه دارند با مدارا و تساهل ،با احترام ودوستی ،با همیاری وهمراهی ،باگذشت و محبت در کنار هم  بوده اند .

اما اکنون ،انتخاباتی که ماهیتا و ذاتا باید امری سیاسی و اجتماعی باشد تبدیل به یک رقابت قومی صرف شده است،بازار شایعه و دروغ و تهمت داغ است جنگ و جدل قومی با لاگرفته است  صحنه رقابت سیاسی تبدیل به یک نزاع  قومی پنهان شده است ،عده ای از روی نادانی و جمعی از روی کینه و دسته ای از روی تعصب و گروهی به خاطر انتقام از بی احترامی که در سالهای گذشته به آنها شده و عده ای دیگر از سر قدرت طلبی و ثروت طلبی حاضرند دست به هر کاری بزنند تا مبادا این فرصت گران از کف برود و نانشان آجر شود جمعی دیگر هم نظاره گر این رقابت گلادیاتوری ،جمعی به دنبال بر جسته کردن کلهر در مقابل زنگنه و عده ای دیگر به دنبال انسجام خالدی در مقابل سیاه سیاه و گروهی به دنبال جنگ اهل حق و شیعه هستند گروهی از بزرگان خدمت سادات بزرگوار اهل حق می رسند و تیغ تیز انتقام بر می کشند که ما رایاری کنید تا فلان قوم را ازصحنه بدر کنیم و گروهی دیگر هم به دنبال آنکه مارایاری کنید تا داستان دور قبل انتخابات را تکرار کنیم ،البته این داستانی است که جمعی معدود و قدرت طلب ساخته اند عامه مردم و اکثریت آنها اینچنین نیستند ولی نگرانی آن است که بالاخره این دشمنی و کینه بالا بگیرد و خدایی ناکرده خسارتی جبران ناپذیر ببار آورد.

به یقین اولین خسارتش عداوت و نفرتی خواهد بود که تا سالهای سال  اثرات اجتماعی خود را به جای خواهد گذشت  وناخواسته مردمان این شهر را در گیر خود خواهد کرد اخوت و دوستی ،برادری وهمکاری،گذشت وایثار رخت بر خواهد بست و آنان را به تفرقه و تشتت و دشمنی و نزاع خواهد کشید .

خلاصه آن تقابل ملی به شهر و دیار ما هم رسیده است  آنجا شکلی دارد و اینجا هم صورتی دیگر پیدا کرده است ولی ماهیتش یکی است ، عین هم است ما مردمی هستیم که در محیط کار،بازار،همسایگی و دادو ستد،روابط خویشاوندی و سببی ،مذهبی و قومی سالهاست که کنار هم و با هم هستیم بی هیچ  دغدغه و دشمنی ای چه شده است که به اینجا رسیده ایم . در این بین آیا کسی به فکر مردم هست؟به فکر پیشرفت و آبادانی هست به فکر رفع بیکاری و فقر هست ؟به فکر عدالت و انصاف هست ؟به فکر کشور و وطن هست؟ به فکر شهرمان هست؟به فکر جوانان هست؟به فکر زدودن غم از چهره ناتوانی هست ؟به فکر پوشاندن برهنه ای هست ؟به فکر دستگیری یتیمی هست ؟به فکر امید هست؟به فکر کاشتن گلی هست؟من با خود به این نتیجه رسیده ام که باید گفت و هشدار داد ،باید تلاش کرد و کوشید که این مسیر غلط و اشتباه واین رویه ی نادرست و این سیاست گمراه کننده تداوم پیدا نکند .

آن سوی اسلام آباد غرب شهرستان دالاهو ،دالاهوی پایدارو سربه فلک کشیده ،دیار مردمان وطن دوست ومیهن پرست اهل حق هم وضعیتی شبیه شهر  من پیدا کرده است  ،آنجا دیار مردمانی است که بیشتر از ما نیازمند توجه وخدمت می باشند چرا که محرومیتشان بیشتر از ماست نه اینکه ما محرومیت نداریم .

داستان این بهره برداری مکارانه و اختلاف بر انگیز از انتخابات چند سالی است که به آنجا هم کشیده شده است مردمان آن دیار برای استخدام در تنگنا هستند برای پیدا کردن شغل و گذراندن معیشت با سختی روبرو هستند داستان مهاجرت جوانانشان به شهرهای دیگر برای پیدا کردن کار شبیه اسلام آباد غرب است ،آنان نیز نیازمند توسعه و آبادانی هستند نیازمند توجه ورفتار عادلانه هستند ،آرزو دارند مدیری از خودشان هم در محل زندگی وکارشان ببینند ،آیا حق ندارند ؟

اما بعضا کسانی که رای وحمایت این مر دم بزرگوار راطلب می کنند  دنبال چه چیزی هستند ؟آیا غیر از این است که فکر می کنند آنها فقط تعیین کننده نتیجه انتخاباتند و بس ،پس از آن چه؟مطالبات بر آورده نشده آنان چه می شود ؟تو جه واحترام ظاهری که کافی نیست در عمل باید گامی بر داشت آشکارا و با اخلاص ،برای رفع نیازهاودغدغه هایشان کوشید نه آنکه موجب کدورت ودشمنی میان آنان شد و چند پاره شان نمود .

انتخابات نباید به ابزاری تبدیل شود برای تفرقه ،سوء استفاده ،اختلاف ،نزاع،دشمنی و کینه و انتقام جوییهای شخصی و گروهی ،قومی و مذهبی ،نماینده بایدمعدل انتخاب همه مردم باشدنه قوم و دسته و گروهی خاص .

این وضعیت در کشور و در شهر ودیار ما حاصل عمل چه کسانی است ونتیجه سیاست چه گروهی است !چه باید کرد وچگونه باید عمل نمود ؟

برادر شما جواد مرادی

منبع:سپیدار اسلام آباد غرب